در شرایطی که مشکلات معلمان و مدرسان دانشگاه فرهنگیان همچنان پابرجاست، سیاستهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بیشتر بر تغییر محتوای آموزشی و گسترش تبلیغات حکومتی در کتب درسی متمرکز شده تا حل بحران معیشتی و حقوقی معلمان.
به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، مدرسان دانشگاه فرهنگیان نسبت به «اجرای ناعادلانه» همسانسازی حقوق و عدم افزایش دستمزدها اعتراض دارند. ۲۵۰۰ مدرس بازنشسته این دانشگاه، که تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشوری قرار دارند، از افزایش حقوق محروم ماندهاند.
همسانسازی یا حذف حقوق بازنشستگان؟
انوشیروان حاجیان، نماینده مدرسان بازنشسته دانشگاه فرهنگیان، در گفتوگو با ایلنا تاکید کرد که «فرمولهای همسانسازی بهشکلی ناعادلانه اجرا شده و در برخی موارد افزایش حقوق برای مدرسان برابر با صفر بوده است.» او تصریح کرد که با وجود پیگیریهای مداوم، هیچیک از مسئولان پاسخگوی این «بیعدالتی مزدی» نیستند.
این مدرس بازنشسته با ۳۵ سال سابقه تدریس اعلام کرد که هیچ افزایش حقوقی نداشته است و تمامی مراجعات مدرسان به صندوق بازنشستگی و مجلس شورای اسلامی بینتیجه مانده است. او افزود: «در سال ۹۹، حقوق مدرسان غیر هیات علمی افزایش نیافت و حالا در فرآیند همسانسازی هم به کلی نادیده گرفته شدهایم.»
اعتراضات معلمان و سرکوبهای مداوم
مشکلات معیشتی معلمان، بازنشستگان و مدرسان دانشگاه فرهنگیان تنها بخشی از بحران بزرگ آموزشی در ایران است. در ماههای گذشته، اعتراضات گستردهای از سوی معلمان در سراسر کشور برگزار شده است که در آنها نسبت به حقوق پایین، بیتوجهی به بیمه و مزایا، و وضعیت نامناسب مدارس و امکانات آموزشی انتقاد شده است.
با این حال، پاسخ جمهوری اسلامی به این اعتراضات نهتنها بیاعتنایی، بلکه سرکوب بوده است. بسیاری از فعالان صنفی معلمان بازداشت و تهدید شدهاند و هیچگونه تغییر ملموسی در وضعیت حقوقی و رفاهی آنها ایجاد نشده است.
تمرکز بر تبلیغات ایدئولوژیک به جای حل مشکلات معلمان
در حالی که نارضایتی معلمان از وضعیت معیشتی و حقوقی به اوج خود رسیده است، سیاستهای جمهوری اسلامی در حوزه آموزش بیش از هر چیز بر تغییر محتوای کتب درسی و ترویج ایدئولوژی حکومتی متمرکز بوده است. در سالهای اخیر، با دستور علی خامنهای، تغییرات گستردهای در محتوای آموزشی مدارس، حذف موضوعات علمی و تاریخی، و افزایش تبلیغات ایدئولوژیک در کتابهای درسی صورت گرفته است، در حالی که مشکلات زیرساختی، حقوقی و معیشتی معلمان نادیده گرفته شده است.
این سیاستها نشاندهنده اولویتهای نظام حاکم است که بهجای بهبود کیفیت آموزش و وضعیت معلمان، تمرکز خود را بر مهندسی فکری دانشآموزان گذاشته است.
بیعدالتی در حقوق معلمان
با وجود وعدههای دولت برای بهبود شرایط معلمان و اجرای طرح همسانسازی، شواهد نشان میدهد که این برنامهها عملاً تأثیری بر زندگی معلمان و مدرسان نداشته است. بسیاری از مدرسان دانشگاه فرهنگیان همچنان با حقوقی ناچیز و بدون امنیت شغلی زندگی میکنند.
۲۵۰۰ مدرس با مدرک کارشناسی ارشد و دکترا در انتظار تغییر وضعیت خود هستند، اما تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی در عمل اولویتی برای بهبود وضعیت معلمان قائل نیست. به باور ناظران و کارشناسان تا زمانی که مشکلات معیشتی معلمان حل نشود و حکومت به جای سیاستهای ایدئولوژیک بر بهبود وضعیت آموزشی تمرکز نکند، اعتراضات و نارضایتیها ادامه خواهد داشت.