توافق «چارچوب» میان لبنان و اسرائیل که با میانجیگری و حمایت ایالات متحده به دست آمده، با مجموعهای از واکنشهای مثبت در سطح منطقهای و بینالمللی روبهرو شده است. دولتهای حامی توافق آن را گامی مهم برای مهار تنش، تقویت حاکمیت لبنان، تثبیت امنیت مرزی، و فراهم شدن زمینه یک روند سیاسی پایدارتر ارزیابی کردهاند.
هرچند اجرای توافق همچنان با موانع جدی، بهویژه مخالفت حزبالله، روبهرو است؛ اما واکنشهای اولیه نشان میدهد بخش مهمی از بازیگران خارجی از اصل توافق و اهداف آن حمایت میکنند.
اصل توافق چیست؟
توافق روز جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵، پس از چند دور مذاکره مستقیم و با میانجیگری ایالات متحده میان نمایندگان لبنان و اسرائیل امضا شد.
این سند یک توافق صلح نهایی نیست، بلکه چارچوبی مرحلهای برای پایان دادن به درگیری، کاهش تهدیدهای امنیتی، و بازگرداندن کنترل مناطق جنوبی لبنان به دولت و ارتش این کشور است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، مهمترین محورهای توافق عبارتاند از:
- توقف اقدامات خصمانه میان دو طرف؛
- استقرار ارتش لبنان در مناطق جنوبی؛
- گسترش حاکمیت دولت لبنان بر سراسر قلمرو این کشور؛
- خلع سلاح حزبالله و دیگر گروههای مسلح غیردولتی؛
- عقبنشینی مرحلهای نیروهای اسرائیلی؛
- تشکیل یک سازوکار هماهنگی سهجانبه با مشارکت لبنان، اسرائیل و ایالات متحده؛
- فراهم شدن شرایط بازگشت آوارگان و آغاز بازسازی مناطق جنگزده؛
- کاهش رویاروییهای سیاسی و حقوقی میان لبنان و اسرائیل در مجامع بینالمللی.
منطق اصلی توافق این است که با استقرار ارتش لبنان و کاهش حضور گروههای مسلح غیردولتی، زمینه خروج نیروهای اسرائیلی و بازگشت امنیت به مناطق مرزی فراهم شود.
دولت لبنان توافق را فرصتی برای بازگرداندن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور میداند. اسرائیل نیز آن را مسیری برای رفع تهدید حزبالله و ایجاد امنیت پایدار در مناطق شمالی خود معرفی کرده است.
امارات؛ استقبال صریح از توافق
وزارت امور خارجه امارات متحده عربی روز شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ رسماً از توافق چارچوبی سهجانبه استقبال کرد.
امارات در بیانیه خود از نقش دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه این کشور، در تسهیل مذاکرات و حمایت از توافق تقدیر کرد.
این کشور ابراز امیدواری کرد که توافق مذکور به تقویت امنیت و ثبات منطقه، تحقق خواستههای مردم لبنان، و تحکیم حاکمیت، استقلال، و تمامیت ارضی این کشور منجر شود.
بیانیه امارات از روشنترین مواضع حمایتی درباره توافق است، و نشان میدهد که این کشور سند جدید را نه فقط یک تفاهم امنیتی، بلکه گامی در جهت تقویت دولت لبنان و کاهش تنشهای منطقهای میداند.
ایالات متحده؛ تأکید بر صلح پایدار و تقویت دولت لبنان
دولت ایالات متحده توافق را آغاز مسیری برای دستیابی به صلح و امنیت پایدار میان لبنان و اسرائیل توصیف کرده است.
مارکو روبیو گفته است توافق میتواند به احیای حاکمیت لبنان، تقویت ارتش این کشور، خلع سلاح حزبالله، و برچیده شدن زیرساختهای نظامی گروههای غیردولتی منجر شود.
از نگاه ایالات متحده، هدف اصلی آن است که تصمیمگیری درباره جنگ و صلح در لبنان بهطور کامل در اختیار دولت و نیروهای مسلح رسمی این کشور قرار گیرد.
دولت ایالات متحده همچنین بر اهمیت اجرای مرحلهای و قابل راستیآزمایی توافق تأکید کرده است. به همین دلیل، سازوکار سهجانبه پیشبینیشده در سند قرار است اجرای تعهدات، استقرار ارتش لبنان، و روند عقبنشینی اسرائیل را هماهنگ و ارزیابی کند.
دولت لبنان؛ توافق به عنوان مسیر بازگرداندن حاکمیت
مقامهای رسمی لبنان از توافق بهعنوان گامی اولیه برای بازگرداندن حاکمیت، تمامیت ارضی، و کنترل دولت بر مناطق جنوبی کشور استقبال کردهاند.
دولت لبنان امیدوار است استقرار گستردهتر ارتش، خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی، و بازگشت غیرنظامیان به مناطق جنگزده، زمینه ثبات سیاسی و اقتصادی را فراهم کند.
مقامهای لبنانی همچنین تلاش کردهاند توافق را با اصول «توافق طائف»، قطعنامههای شورای امنیت، و سیاست انحصار سلاح در اختیار دولت مرتبط سازند.
از نگاه دولت لبنان، توافق میتواند فرصتی برای تقویت نهادهای رسمی و پایان دادن به شرایطی باشد که در آن بازیگران غیردولتی درباره امنیت و جنگ تصمیمگیری میکنند.
اسرائیل؛ حمایت از توافق با تأکید بر تضمینهای امنیتی
دولت اسرائیل نیز از توافق حمایت کرده و آن را یک دستاورد مهم امنیتی و راهبردی دانسته است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، توافق را نشانه عقبنشینی نفوذ رژیم ایران و حزبالله در لبنان معرفی کرده است. مقامهای اسرائیلی معتقدند اجرای توافق میتواند تهدیدهای امنیتی در مناطق شمالی اسرائیل را کاهش دهد و شرایط بازگشت ساکنان این مناطق را فراهم کند.
حمایت اسرائیل البته به اجرای تعهدات امنیتی لبنان، استقرار ارتش، و پیشرفت در خلع سلاح حزبالله وابسته است. بااینحال، پذیرش چارچوبی برای عقبنشینی مرحلهای و هماهنگی با دولت لبنان یکی از مهمترین بخشهای توافق به شمار میرود.
حمایت اروپا از اصول توافق
اتحادیه اروپا در هفتههای پیش از امضای سند نهایی، از مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل و دستیابی به یک توافق پایدار حمایت کرده بود.
اتحادیه اروپا بر اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، عقبنشینی نیروهای اسرائیلی، و خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی تأکید کرده است.
این اتحادیه همچنین اعلام کرده بود آماده است از اجرای توافق و تقویت نهادهای رسمی لبنان حمایت کند.
در همین چارچوب، شورای اتحادیه اروپا روز ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ یک بسته کمک ۱۰۰ میلیون یورویی برای ارتش لبنان تصویب کرد. هدف این بسته افزایش توان ارتش برای استقرار در سراسر کشور و اجرای مسئولیتهای امنیتی است.
اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، روز شنبه ۶ تیر از توافق اسرائیل و لبنان با میانجیگری ایالات متحده که روز جمعه در واشنگتن امضا شد استقبال کرد و آن را «گامی حیاتی برای فاصله گرفتن از تشدید تنشها» خواند.
خانم فون در لاین در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در حالی که لبنان در آتش میسوزد، صلح در خاورمیانه نمیتواند برقرار شود.»
او همچنین از ایالات متحده به دلیل میانجیگری در مذاکرات تشکر کرد و گفت خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان باید از گامهای اصلی بعدی باشد.
مصر؛ حمایت از روند سیاسی و حاکمیت لبنان
مصر نیز در هفتههای منتهی به توافق، از آتشبس، ادامه مذاکرات، و تقویت حاکمیت دولت لبنان حمایت کرده بود.
مقامهای مصر بر ضرورت خروج نیروهای اسرائیلی، حفظ وحدت و تمامیت ارضی لبنان، و گسترش اقتدار نهادهای رسمی این کشور تأکید کردهاند.
مواضع مصر نشان میدهد این کشور از مسیر کلی توافق، بهویژه کاهش درگیری، تقویت ارتش لبنان، و بازگرداندن ثبات به مرزها حمایت میکند.
تقویت ارتش لبنان؛ محور مشترک حمایتها
یکی از مهمترین وجوه مشترک در واکنشهای مثبت، تأکید بر تقویت ارتش و دولت لبنان است.
امارات، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، و مصر همگی بر این اصل تأکید دارند که امنیت لبنان باید در اختیار نهادهای رسمی این کشور باشد.
این اشتراک موضع از آن جهت اهمیت دارد که اجرای توافق بدون افزایش توان ارتش لبنان ممکن نخواهد بود. ارتش باید بتواند در مناطق جنوبی مستقر شود، امنیت مرزها را حفظ کند، و از بازگشت دوباره گروههای مسلح به این مناطق جلوگیری کند.
حمایتهای سیاسی و مالی خارجی نیز احتمالاً در ماههای آینده بر آموزش، تجهیز و افزایش توان عملیاتی ارتش لبنان متمرکز خواهد شد.
مخالفت حزبالله؛ مهمترین مانع داخلی
در برابر موج حمایتهای خارجی، حزبالله مهمترین مخالف توافق است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، توافق را نامعتبر و نوعی تسلیم در برابر خواستههای اسرائیل توصیف کرده و از دولت لبنان خواسته است از آن عقبنشینی کند.
مخالفت اصلی حزبالله به بندهایی مربوط میشود که خروج اسرائیل را با خلع سلاح این گروه و گسترش کنترل ارتش لبنان پیوند میدهد.
حزبالله معتقد است چنین ترتیبی میتواند موقعیت نظامی و سیاسی این گروه را تضعیف کند. برخی نمایندگان نزدیک به حزبالله نیز درباره خطر افزایش تنشهای داخلی هشدار دادهاند.
با این حال، حمایت دولت لبنان و پشتیبانی خارجی از اصل انحصار سلاح در اختیار دولت، فشار سیاسی قابلتوجهی بر حزبالله ایجاد کرده است.
هشدارهای حقوقی و داخلی
در داخل لبنان، برخی نهادها بدون مخالفت با اصل پایان جنگ، نسبت به بخشی از مفاد توافق ابراز نگرانی کردهاند.
کمیسیون ملی حقوق بشر لبنان درباره بندی که دو طرف را به توقف اقدامات خصمانه در مجامع بینالمللی متعهد میکند هشدار داده است. این نهاد تأکید کرده که توافق نباید حق قربانیان برای پیگیری قضایی اتهامهای مربوط به جنایتهای جنگی را محدود کند.
نبیه بری، رئیس مجلس لبنان، نیز بیش از آنکه اصل توافق را رد کند، درباره خطر بروز شکاف و درگیری داخلی هشدار داده است.
این مواضع نشان میدهد در کنار حمایت از اصل توقف جنگ، درباره نحوه اجرای برخی بندها و پیامدهای داخلی آن همچنان بحث وجود دارد.
سکوت برخی بازیگران
برخی کشورهای منطقه و بازیگران بینالمللی، از جمله عربستان سعودی، قطر، ترکیه، فرانسه، سازمان ملل متحد، و حکومت ایران که حامی اصلی حزبالله است، هنوز موضع صریح و مستقیمی درباره متن نهایی توافق نگرفتهاند.
جمعبندی
واکنشهای اولیه نشان میدهد توافق لبنان و اسرائیل از پشتوانه قابلتوجه سیاسی در سطح منطقه و جهان برخوردار است.
امارات متحده عربی بهطور رسمی و صریح از توافق استقبال کرده، و ایالات متحده، دولت لبنان، و اسرائیل نیز آن را یک دستاورد مهم معرفی کردهاند. اتحادیه اروپا و مصر نیز از اصولی حمایت کردهاند که در مرکز این توافق قرار دارند: توقف درگیری، خروج نیروهای اسرائیلی، تقویت ارتش لبنان، گسترش حاکمیت دولت، و خلع سلاح گروههای غیردولتی.
وجه مشترک بیشتر مواضع حمایتی، تأکید بر ثبات منطقه، حاکمیت لبنان، و انتقال مسئولیت امنیتی به دولت و ارتش این کشور است.
هرچند مخالفت حزبالله مهمترین مانع اجرای توافق به شمار میرود، حمایت سیاسی و دیپلماتیک بازیگران خارجی میتواند موقعیت دولت لبنان را در پیشبرد آن تقویت کند.
موج اولیه حمایتها نشان میدهد بخش مهمی از جامعه بینالمللی این توافق را فرصتی جدی برای پایان دادن به درگیری و آغاز مرحلهای تازه در لبنان میداند.